تصور کن که درست یادم مانده باشد از ورای این همه سال رنگ رنگ. تنها ترانه ای یا ترنمی که به زبان ترکی است و سایه ای از آن در ذهنم مانده است ...
لی لی لی لی حوضَه
دورت بیانه سبزَه!
بو پیشیردی ...
و لا به لای دالان های پیچ در پیچ عقب می روم تا جایی حوالی بوی کودکی در شاهین شهر کنار مادربزرگی که تا همین دو سه سال پیش در آغوشت می گرفت و از این که بوی سیگار می داد، عذر می خواست و می بوسیدت... هِی زن قوی خویشاوند من! خوبی؟ تازگی ها به خوابم نیامده ای! منظره از آن بالا چطور است؟ چیزی از باور پیشینت به من باقی است؟