تبليغاتX
ری را صدا می آید امشب!
 

تصور کن که درست یادم مانده باشد از ورای این همه سال رنگ رنگ. تنها ترانه ای یا ترنمی که به زبان ترکی است و سایه ای از آن در ذهنم مانده است ...

لی لی لی لی حوضَه

دورت بیانه سبزَه!

بو پیشیردی ...

و لا به لای دالان های پیچ در پیچ عقب می روم تا جایی حوالی بوی کودکی در شاهین شهر کنار مادربزرگی که تا همین دو سه سال پیش در آغوشت می گرفت و از این که بوی سیگار می داد، عذر می خواست و می بوسیدت... هِی زن قوی خویشاوند من! خوبی؟ تازگی ها به خوابم نیامده ای! منظره از آن بالا چطور است؟ چیزی از باور پیشینت به من باقی است؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 21:6  توسط یگانه  |